339.طوسی
جمعه مامانبزرگه اومد پیشمون که قبل از سفر ببینتمون ... تو هم ذوق زده هی دویدی اینور دویدی اونور ... پات گیر کرد به فرش و با صورت خوردی زمین :( فقط در اون لحظات نگران دندونات بودم مامانی :( اول از همه تو اونهمه خون دست کردم تو دهنت و دندونات رو فشار دادم ببینم لق نشده باشه ... بعد دیدم دندون بالاییت فرو رفته تو لبت و لب خوشگلت پاره شده :(( برات یخ اوردم بذارم روش که خالی خوردی یه طرف لبت ورم کرد و فرداشم کبود شد :( بمیرم برات :(( شب رفتیم خونه ی عمه ت ... راستی چهارشنبه هم رفتیم خونه ی منیژه اینا :) دیروز اومدم بادی تو تنت کنم ... این بادیت یه رنگ یاسی افسرده ای داره :دی تا دیویش میگی طوسی ؟؟؟ خاله فاطمه داره رنگها رو باها...
نویسنده :
مامان آرام
21:26



